خرید بک لینک

دعاى هفتم صحیفه سجادیه از دعاهاى امام زین العابدین (عليه السّلام) است؛ هر گاه كار دشوار دل آزارى به او رو مي آورد يا پيشامد سختى رخ ميداد و به هنگام غم و اندوه آن را می خواند.

حضرت امير المؤمنين (عليه السّلام) فرموده: هر گاه ترس و بيم «از بلاء» سخت شد پس پناهگاه بسوى خدا رفتن است.

حضرت موسى ابن جعفر (عليه السّلام) فرموده: بلاء و آفتى نيست كه به بنده مؤمن رو آورد و خداى عزّ و جل دعاء «درخواست رفع آن» را باو توفيق دهد جز آنكه آن بلاء بزودى از بين برود و بلائى نيست كه به بنده مؤمن رو آورد و از دعاء خوددارى نمايد جز آنكه آن بلاء بطول انجامد، پس هرگاه بلاء رو آورد «براى رفع آن» بر شما باد دعاء و تضرّع و زارى بدرگاه خداى عزّ و جلّ.

حضرت صادق (عليه السّلام) فرمود: آيا درازى و كوتاهى بلاء را ميشناسيد؟ «شنوندگان گفتند» گفتيم: نه، فرمود: اگر هنگام بلاء يكى از شما موفّق بدعاء شد بدانيد «مدّت» بلاء كوتاه است.

حضرت موسى ابن جعفر (عليه السّلام) فرمود: دعاء و درخواست و بدرگاه خدا رو آوردن بلاء را باز مي گرداند و آن بلاء مقدّر شده و لازم گرديده و نمانده جز امضاء و گذراندن آن، پس اگر خداى عزّ و جلّ خوانده شود و از او بر طرف شدن آن بلاء درخواست گردد خدا آن را بر طرف مي نمايد.

حضرت صادق (عليه السّلام) فرموده: هرگاه پيشامدى يا سختى يا اندوهى بمردى رو آورد بايد دو زانو و دو آرنج خود را برهنه نموده و بزمين بچسباند و سينه اش را هم بزمين نهد و بسجده رود پس از آن حاجت و خواسته خويش را «از خداى تعالى» بطلبد.

حضرت سيّد العابدين و امام السّاجدين (صلوات اللّه و سلامه عليه) در دعای هفتم صحیفه سجادیه از خداى تعالى بر طرف شدن بلاء و گرفتارى و غم و اندوه را باين گونه درخواست مي نمايد.[1]

متن دعای هفتم صحیفه سجادیه:

(وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) إِذَا عَرَضَتْ لَهُ مُهِمَّةٌ أَوْ نَزَلَتْ بِهِ مُلِمَّةٌ وَ عِنْدَ الْكَرْبِ: دعاى آن حضرت است به هنگامى كه براى او مهمّى پيش مى آمد يا حادثه اى رخ مى داد و به هنگام اندوه)

(1) يَا مَنْ تُحَلُّ بِهِ عُقَدُ الْمَكَارِهِ وَ يَا مَنْ يَفْثَأُ بِهِ حَدُّ الشَّدَائِدِ وَ يَا مَنْ يُلْتَمَسُ مِنْهُ الْمَخْرَجُ إِلَى رَوْحِ الْفَرَجِ.

(2) ذَلَّتْ لِقُدْرَتِكَ الصِّعَابُ، وَ تَسَبَّبَتْ بِلُطْفِكَ الْأَسْبَابُ، وَ جَرَى بِقُدرَتِكَ الْقَضَاءُ، وَ مَضَتْ عَلَى إِرَادَتِكَ الْأَشْيَاءُ.

(3) فَهِيَ بِمَشِيَّتِكَ دُونَ قَوْلِكَ مُؤْتَمِرَةٌ، وَ بِإِرَادَتِكَ دُونَ نَهْيِكَ مُنْزَجِرَةٌ.

(4) أَنْتَ الْمَدْعُوُّ لِلْمُهِمَّاتِ، وَ أَنْتَ الْمَفْزَعُ فِي الْمُلِمَّاتِ، لَا يَنْدَفِعُ مِنْهَا إِلَّا مَا دَفَعْتَ، وَ لَا يَنْكَشِفُ مِنْهَا إِلَّا مَا كَشَفْتَ.

(5) وَ قَدْ نَزَلَ بِي يَا رَبِّ مَا قَدْ تَكَأَّدَنِي ثِقْلُهُ، وَ أَلَمَّ بِي مَا قَدْ بَهَظَنِي حَمْلُهُ.

(6) وَ بِقُدْرَتِكَ أَوْرَدْتَهُ عَلَيَّ وَ بِسُلْطَانِكَ وَجَّهْتَهُ إِلَيَّ.

(7) فَلَا مُصْدِرَ لِمَا أَوْرَدْتَ، وَ لَا صَارِفَ لِمَا وَجَّهْتَ، وَ لَا فَاتِحَ لِمَا أَغْلَقْتَ، وَ لَا مُغْلِقَ لِمَا فَتَحْتَ، وَ لَا مُيَسِّرَ لِمَا عَسَّرْتَ، وَ لَا نَاصِرَ لِمَنْ خَذَلْتَ.

(8) فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ افْتَحْ لِي يَا رَبِّ بَابَ الْفَرَجِ بِطَوْلِكَ وَ اكْسِرْ عَنِّي سُلْطَانَ الْهَمِّ بِحَوْلِكَ وَ أَنِلْنِي حُسْنَ النَّظَرِ فِيمَا شَكَوْتُ وَ أَذِقْنِي حَلَاوَةَ الصُّنْعِ فِيمَا سَأَلْتُ وَ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً وَ فَرَجاً هَنِيئاً وَ اجْعَلْ لِي مِنْ عِنْدِكَ مَخْرَجاً وَحِيّاً.

(9) وَ لَا تَشْغَلْنِي بِالاهْتِمَامِ عَنْ تَعَاهُدِ فُرُوضِكَ، وَ اسْتِعْمَالِ سُنَّتِكَ.

(10) فَقَدْ ضِقْتُ لِمَا نَزَلَ بِي يَا رَبِّ ذَرْعاً، وَ امْتَلَأْتُ بِحَمْلِ مَا حَدَثَ عَلَيَّ هَمّاً، وَ أَنْتَ الْقَادِرُ عَلَى كَشْفِ مَا مُنِيتُ بِهِ، وَ دَفْعِ مَا وَقَعْتُ فِيهِ، فَافْعَلْ بِي ذَلِكَ وَ إِنْ لَمْ أَسْتَوْجِبْهُ مِنْكَ، يَا ذَا الْعَرْشِ الْعَظِيمِ.[2]

ترجمه:

اى خداوندى كه گره كارهاى فرو بسته به تو گشوده مى شود و سختيها به تو آسان مى گردد، اى خداوندى كه از تو خواهند رهايى از تنگناها را و يافتن آسودگى را به قدرت تو دشوارى خوارمايه گردد و به لطف تو اسباب كارها ساخته آيد. قضا به قدرت تو جارى است و هر چيزى بر وفق اراده تو پديد آمده است: به مشيت تو فرمانبر است و به گفتار آمرانه اش نياز نيست، به اراده تو بازداشتنى است و به گفتار بازدارنده اش نياز نيست.

تويى آن كه در مهمات بخوانند و در سختيها به او پناه جويند. هيچ بلايى از سرما نرود جز آنكه تواش برانى و هيچ اندوهى از دل ما رخت نبندد مگر آنكه تواش از ميان بردارى.

اى پروردگار من، بر من محنتى رسيده كه بار گرانش مرا از پاى در آورده است و به رنجى در افتاده ام كه بر خود هموار نتوانم كرد. تو خود به قدرت خويش آن محنت و رنج بر من وارد آورده اى و به سوى من روانه داشته اى. آنچه را تو وارد آورده اى كس بازگرداندن نتواند و آنچه را تو روانه داشته اى كس دفع نتواند و آن در را كه تو بسته اى كس گشادن نتواند و آن در را كه تو گشاده اى كس بستن نتواند. چون كسى را به رنج افكنى كس راحتش نرساند و چون كسى را خوار دارى كس عزيز نگرداند. پس درود بفرست بر محمد و خاندانش. اى پروردگار من! به فضل خويش در آسايش بر من بگشاى و به قدرت خويش سطوت اندوه را بر من بشكن و در آنچه زبان شكايت گشوده ام به رحمت نظر كن و مرا حلاوت استجابت در هر چه خواسته ام بچشان و از نزد خويش رحمتى و گشايشى خوشگوار بر من ارزانى دار و راه رهايى در پيش پاى من بگشاى. چنان مكن كه به سبب اندوه از انجام دادن فرايض و مستحبات تو بازمانم، كه من اى پروردگار! در برابر اين محنت كه بر من وارد آمده بى طاقتم و پيمانه شكيباييم از آن اندوه كه نصيب من گرديده اينك لبريز است. تنها تويى كه توانى آن اندوه را از ميان بردارى و آن بلا را كه بدان گرفتار آمده ام دفع كنى. پس مرا از بند بلا وارهان اگر چه شايسته آن نباشم. يا ذا العرش العظيم.


[1] . على بن الحسين، امام چهارم عليه السلام، الصحيفة السجادية، ترجمه و شرح فيض الإسلام، تهران، فقیه، چاپ دوم، 1376ش، ص76.

[2] على بن الحسين، امام چهارم عليه السلام، الصحيفة السجادية، قم، دفتر نشر الهادی، چاپ اول، 1376ش.

برچسب: نویسنده: دانیال جعفری تاريخ: سه شنبه 20 اسفند 1398 ساعت: 1:48

صفحه بندی